چگونگی اشنایی با شهید:

وقتی که در سال71 در واحد آموزش یگان خدمت میکردم در محضر شهید بزرگوار,عارف زمانه شهید ورمقانی بودم روزی که یادم هست زمستان بود و برف روی زمین را فرا گرفته بود ,شهید ورمقانی با تویوتا جلو ساختمان آموزش توقف کرد و با کسی که در کنار وی نشسته بود صحبت میکرد , بعد از دقایقی انها از ماشین پیاده شدند ومن هم به خدمت انها رسیدم شهید ورمقانی با زبان کردی شهید راستی را به من معرفی کرد و فرمودند کاک لطیف از رزمندگان مریوانی است ودر گردان خدمت میکند . من از لحظه اول از او خوشم امد وبا او روبوسی کردم وبعد از دقایقی از انها جدا شدم بعد از چند روز شهید راستی به واحد آموزش معرفی شد و او فرمانده گردان آموزشی شد و من هم جانشین ایشان و این هم خدمتی حدود 6 ماه طول کشید وبه دلیل جابه جای از هم جدا شدیم و او به گردان رزم رفت ومن در ستاد مشغول خدمت شدم در طول این مدت که در خدمت ایشان بودم دریافتم که او انسانی مومن و با اخلاق وپایداری منظم و پایبند به اصول اسلام وانقلاب است , شاید بارزترین خصلت ایشان این بود که همیشه در طول شبانه روز در محل خدمت حضور داشت و اول به وظایف پادگانی رسیدگی میکرد وتا زمانی که کار بود وامورات احتیاج به پیگیری داشت در پادگان بودند وآخر شب هم به منزل میرفتند ودر طول هفته و ماه این وضعیت تغییر نمیکرد ارام ارام به او علاقه مند شدم و جدا از همکار بودن با هم دوست شدیم و رابطه ما با هم بسیار نزدیک شد و تا حدودی از خصوصیات او اشنایی پیدا کردم

ادامه دارد...

مطالب مرتبط


  • شهید توفیق مدنی فرد
  • خاطراتی از سردار شهید حاج لطیف راستی فرمانده دلاور گردان تکاوران سپاه مریوان(قسمت سوم)
  • خاطراتی از سردار شهید حاج لطیف راستی فرمانده دلاور گردان تکاوران سپاه مریوان(قسمت اول)
  • زندگی نامه سردار شهید حاج لطیف راستی از زبان مرحوم پدر بزرگوارش قسمت دوم
  • زندگی نامه سردار شهید حاج لطیف راستی از زبان مرحوم پدر بزرگوارش پدری که بیش از 6ماه از فراق فرزندش ن
  • زندگی نامه سردار شهید حاج لطیف راستی از زبان مرحوم پدر بزرگوارش قسمت نخست


  • امکانات وب

    خبرنامه
    نظرسنجی